ضرورت مدیریت و برنامه ریزی فرآیند امتحانات نهایی در گیلان
رشت- استاندار گیلان بر ضرورت مدیریت و برنامه ریزی فرآیند امتحانات نهایی در استان تاکید کرد.
تاریخ ادیان، اگر تنها در صفحات کتاب های تاریخی باقی بماند، برای بسیاری از مخاطبان امروز به مجموعه ای از نام ها، تاریخ ها و رویدادهایی دور از زندگی معاصر تبدیل می شود؛ اما ادبیات، به ویژه داستان، می تواند این فاصله را از میان بردارد و گذشته را دوباره به اکنون پیوند بزند.

تاریخ ادیان، اگر تنها در صفحات کتاب های تاریخی باقی بماند، برای بسیاری از مخاطبان امروز به مجموعه ای از نام ها، تاریخ ها و رویدادهایی دور از زندگی معاصر تبدیل می شود؛ اما ادبیات، به ویژه داستان، می تواند این فاصله را از میان بردارد و گذشته را دوباره به اکنون پیوند بزند.
از همین منظر، «ادبیات دینی» یکی از مهم ترین عرصه های پیوند میان معرفت، تاریخ و تخیل هنری است؛ عرصه ای که می تواند مبانی تاریخ اسلام و زندگی پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) را از زبان خشک گزارش های تاریخی به زبانی روایت پذیر، انسانی و فراگیر تبدیل کند.
ضرورت این روایت گری در روزگار ما، بیش از هر زمان دیگری احساس می شود. نسل امروز، در جهانی زندگی می کند که انبوه اطلاعات در کوتاه ترین زمان در دسترس او قرار دارد، اما فراوانی اطلاعات به معنای عمق شناخت نیست. در چنین شرایطی، روایت هنرمندانه می تواند پلی میان «دانستن» و «فهمیدن» ایجاد کند. از همین رو، تبدیل تاریخ دینی به ادبیات داستانی، تنها یک انتخاب زیبایی شناختی نیست؛ ضرورتی فرهنگی برای انتقال میراث معنوی و تاریخی به نسل هایی است که زبان ارتباطشان با جهان، بیش از گذشته با روایت و داستان گره خورده است.
در میان این میراث عظیم، زندگی امامان شیعه جایگاهی ویژه دارد؛ زندگی هایی که در آنها تاریخ، سیاست، معرفت، اخلاق، مبارزه، غربت و معنویت در هم تنیده شده است. هر یک از این زندگی ها، جهانی از روایت در خود دارد؛ جهانی که اگر با دانش تاریخی، امانت داری و ظرافت ادبی بازآفرینی شود، می تواند مخاطبی فراتر از دایره علاقه مندان ادبیات دینی را نیز با خود همراه کند.
در این میان، نام «شمس الشموس»، حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، برای ایرانیان تنها نام یکی از امامان شیعه در صفحات تاریخ نیست؛ نامی است که با جغرافیای ایران، فرهنگ ایرانی و حافظه جمعی این سرزمین پیوندی ناگسستنی یافته است. بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) در مشهد، قرن هاست که برای میلیون ها مسلمان، پناهگاه دل ها و مقصد عاشقان و دلدادگان است و برای ایرانیان، تنها یک حرم شریف نیست؛ قلب تپنده یک فرهنگ رضوی و یکی از عمیق ترین کانون های هویتی، معنوی و عاطفی ایران اسلامی است. درخشش نام امام رضا(ع) از مرزهای ایران نیز فراتر رفته و روایت زندگی، اندیشه و غربت آن حضرت را به بخشی از میراث مشترک جهان اسلام تبدیل کرده است.
اکنون بیش از دوازده قرن از شهادت امام رضا(ع) گذشته است؛ با این همه، فاصله زمانی نتوانسته است حضور آن حضرت را در حافظه مسلمانان کم رنگ کند. راز ماندگاری این حضور را باید در حقیقتی جست وجو کرد که از مرز زمان و جغرافیا عبور می کند: انسان امروز همچنان با پرسش هایی مواجه است که انسان قرن سوم هجری با آنها مواجه بوده است؛ پرسش هایی درباره حقیقت، قدرت، اخلاق، ایمان، مسئولیت، آزادی و نسبت انسان با جهان پیرامون خویش. بازخوانی زندگی امام رضا(ع) از همین منظر، تنها بازگشت به گذشته نیست؛ گفت وگویی دوباره با اکنون است.
از این منظر، ادبیات متاثر از «فرهنگ رضوی» می تواند نه تنها برای خواننده ایرانی، بلکه برای مخاطب مسلمان در دیگر سرزمین ها و حتی مخاطب جهانی، دریچه ای برای شناخت بخشی از تاریخ، فرهنگ و اندیشه اسلامی باشد؛ مشروط بر آنکه روایت، هم از پشتوانه پژوهشی برخوردار باشد و هم از ظرفیت های زبان و داستان برای ارتباط با انسان معاصر بهره گیرد.
ادبیات دینی، در چنین نقطه ای، میان دو جهان می ایستد: جهان اسناد و واقعیت های تاریخی از یک سو و جهان تخیل و تجربه انسانی از سوی دیگر. موفقیت آن در گرو برقراری تعادلی دشوار میان این دو جهان است؛ تعادلی که در آن، نویسنده نه حقیقت تاریخی را فدای داستان پردازی کند و نه داستان را به بازگویی خشک و بی روح تاریخ فرو بکاهد. رمان دینی هنگامی می تواند ماندگار شود که تاریخ را به زندگی بدل کند و شخصیت تاریخی را چنان روایت کند که مخاطب، فاصله قرن ها را فراموش کند و احساس کند در کنار او ایستاده است.
ایکنا نیز به مناسبت روزهای آغازین ماه مبارک «ربیع الاول» و اعیاد فرخنده این ماه، در امتداد توجه خود به ادبیات دینی و آثار شاخصی که می کوشند مفاهیم و شخصیت های تاریخ اسلام را با زبان هنر و روایت به مخاطب امروز نزدیک کنند، به سراغ یکی از آثار قابل تأمل ادبیات رضوی رفته است؛ رمانی دو جلدی با عنوان «غریب قریب»، نوشته زنده نام سعید تشکری؛ نویسنده ای که بخش مهمی از کارنامه ادبی خود را به بازآفرینی روایت های دینی و تاریخی و به ویژه «فرهنگ رضوی» اختصاص داد.
در ادامه این گزارش، «غریب قریب» را از منظر ادبی، تاریخی و روایی، به صورت مبسوط معرفی و بررسی خواهیم کرد؛ از جهان داستان و ساختار دو جلدی آن گرفته تا شیوه مواجهه سعید تشکری با تاریخ رضوی، شخصیت پردازی، ظرفیت های ادبی اثر و جایگاهی که این رمان می تواند در مسیر پیوند میان تاریخ امام رضا(ع)، ادبیات داستانی و مخاطب امروز پیدا کند؛ روایتی از امامی که بیش از دوازده قرن از شهادتش گذشته است، اما هنوز نامش در جغرافیای ایران، در آستان ملکوتی مشهد و در دل میلیون ها انسان همچون چراغی روشن، امتداد یافته است.
در میان مکان هایی که تاریخ یک سرزمین را در خود نگه داشته اند، بعضی فقط «بنا» نیستند؛ حافظه اند. دیوارهای آنها فقط سنگ و آجر نیست، بلکه رَد پای قرن ها زندگی، ایمان، هنر، سیاست، رنج، امید و دلدادگی را در خود حفظ کرده اند. حرم مطهر امام رضا(ع) از چنین مکان هایی است؛ جایی که تاریخ ایران و فرهنگ اسلامی در آن نه در قالب یک روایت خطی و مکتوب، بلکه در کتیبه، کاشی، گنبد، صحن، رواق، ضریح و آیین زیارت به حیات خود ادامه داده است.
از همین منظر، رمان دو جلدی «غریب قریب» نوشته زنده نام سعید تشکری را باید بیش از یک داستان درباره حرم امام رضا(ع) دانست. این اثر تلاشی ادبی برای بازخوانی تاریخی است که در آن یک مکان مقدس، از حاشیه یک واقعه تاریخی به مرکز یک جهان تمدنی تبدیل می شود؛ جهانی که در طول قرن ها با حضور انسان هایی ساخته شده است که بسیاری از آنها نامی در کتاب های رسمی تاریخ ندارند، اما بخشی از وجود خود را در آستان امام هشتم(ع) به یادگار گذاشته اند.
«به نشر» ناشر اثر، «غریب قریب» را از معدود رمان های ایرانی دانسته که در آن «مکان» قهرمان داستان است؛ قهرمانی که حرم مطهر رضوی است. این اثر در دو جلد منتشر شده و مجموع آن بیش از هزار صفحه را دربرمی گیرد. جلد نخست در 536 صفحه و جلد دوم در 564 صفحه منتشر شده است.
اما اهمیت رمان دو جلدی «غریب قریب» تنها در گستره صفحات یا طول دوره تاریخی آن نیست. اهمیت اثر در این پرسش نهفته است که چگونه می توان تاریخ یک مکان مقدس را از صورت گزارشی و دانشنامه ای خارج کرد و آن را به داستان تبدیل کرد؛ چگونه می توان میان سند و تخیل حرکت کرد، بی آنکه تاریخ قربانی داستان شود یا داستان در برابر سنگینی تاریخ از حرکت بازبماند.
زنده نام سعید تشکری در این مسیر، تجربه چند دهه فعالیت در حوزه های تخصصی چون ادبیات نمایشی، داستان، نمایشنامه و روایت های رضوی را با یکدیگر درآمیخته و اثری پدید آورده که هم می توان آن را روایت تاریخ حرم دانست و هم تلاشی برای یافتن زبان داستانی ویژه ای برای ادبیات رضوی.
زنده نام سعید تشکری از نویسندگان و هنرمندان فعال در حوزه ادبیات نمایشی و داستان معاصر ایران بود که بخش مهمی از حیات ادبی خود را با مشهد، خراسان و فرهنگ رضوی پیوند زد. او در سال 1342 در قوچان متولد شد و در حوزه های داستان نویسی، نمایشنامه نویسی، کارگردانی، نقد و آموزش ادبیات نمایشی فعالیت کرد. کارنامه او آثار متعددی را دربرمی گیرد که در میان آنها «مفتون و فیروزه»، «پاریس پاریس»، «آبی ها»، «اوسنه گوهرشاد»، «مشکور» و «غریب قریب» جایگاهی قابل توجه دارند.
آنچه تشکری را از بسیاری از نویسندگان هم نسل خود متمایز می کند، رابطه عمیق او با جغرافیای زیسته اش است. او «مشهد» را تنها یک شهر برای زندگی نمی دید؛ «مشهد» برای او متنی بود که باید خوانده می شد. کوچه ها، آدم ها، بناها، حرم، تاریخ خراسان و خاطرات جمعی، همه می توانستند به ماده خام ادبیات تبدیل شوند.
در روایت هایی که از دیدگاه منتقدان و همکاران ادبی او درباره اش باقی مانده، یک دغدغه بارها تکرار شده است: اینکه نویسنده ایرانی باید «قصه خودش» را پیدا کند. در نشست نقد «غریب قریب» نیز محمد خسروی راد با اشاره به همین ویژگی، تشکری را نویسنده ای دانست که در سال های پایانی زندگی به این نتیجه رسیده بود که باید از ظرفیت های زیست بوم و فرهنگ خود برای داستان گویی استفاده کرد.
این نگاه در «غریب قریب» به شکل کامل تری ظهور می کند. تشکری به جای آنکه تاریخ دوردست و بیگانه ای را برای داستان انتخاب کند، به سراغ بنایی می رود که در چند قدمی جهان زیسته او قرار دارد؛ بنایی که میلیون ها ایرانی و مسلمان، قرن هاست با آن رابطه عاطفی و معنوی دارند.
او در 19 بهمن 1400 درگذشت و دو روز بعد در مشهد تشییع و در جوار حرم مطهر امام رضا(ع) به خاک سپرده شد؛ پایانی که برای نویسنده ای با چنین کارنامه ای، خود به شکلی نمادین ادامه همان پیوند میان نویسنده، شهر و آستان بود.
تفاوت اساسی رمان رضوی دو جلدی «غریب قریب» با بسیاری از داستان ها و رمان های رضوی، در انتخاب موضوع آن نهفته است.
بسیاری از آثار داستانی درباره امام رضا(ع)، بر مقطعی از زندگی ایشان، هجرت از مدینه به خراسان، دوران ولایتعهدی، رابطه با «مأمون عباسی»، شهادت یا زندگی اصحاب و شیعیان تمرکز می کنند. اما تشکری در «غریب قریب» نقطه ثقل روایت را جابه جا می کند. او به جای آنکه تنها زندگی امام را روایت کند، به سراغ «زندگی یک مکان» می رود؛ مکانی که پس از شهادت امام، قرن ها به حیات خود ادامه داده است.
«به نشر» نیز در معرفی رسمی اثر تأکید کرده است که رمان دو خط اصلی دارد: یک خط، ساخت وسازها و قصه بناهای حرم و رخدادهای پیرامون آنهاست و خط دیگر، داستان دلدادگی و ارادت مردمان به امام رضا(ع)؛ همین دو خط، ساختار معنایی اثر را شکل می دهند.
در یک سو؛ سنگ، کاشی، معماری و تاریخ قرار دارد و در سوی دیگر؛ انسان، عشق و ایمان. یکی بدون دیگری کامل نیست. اگر حرم فقط مجموعه ای از بناها باشد، تاریخ معماری خواهد شد؛ و اگر فقط محل ابراز ارادت باشد، بخش بزرگی از هویت تاریخی آن دیده نخواهد شد.
زنده نام تشکری این دو را کنار یکدیگر قرار می دهد و می کوشد نشان دهد که حرم امام رضا(ع)، محصول هم نشینی ایمان و هنر است.
شهادت امام رضا(ع) در سال 203 هجری قمری در خراسان و دفن پیکر ایشان در «سناباد»، نقطه آغاز تاریخی است که بعدها به شکل گیری و گسترش زیارتگاه رضوی و سپس رشد «مشهدالرضا» انجامید.
اما آنچه «غریب قریب» برای روایت ادبی خود به آن نیاز دارد، تنها ذکر این واقعه نیست. مسئله مهم تر این است که پس از آن چه اتفاقی افتاد؟
چگونه یک مزار به زیارتگاه تبدیل شد؟
چگونه زیارتگاه در طول قرن ها گسترش یافت؟
چه کسانی نخستین بناها را ساختند؟
چه کسانی آنها را توسعه دادند؟
در دوره های ناامن تاریخی چه بر سر این بنا آمد؟
چه کسانی آن را حفظ کردند؟
و چگونه حرم، از یک مکان زیارتی، به یکی از مهم ترین عناصر هویت فرهنگی و دینی ایران و ایرانیان تبدیل شد؟
اینها پرسش هایی هستند که به رمان رضوی دو جلدی «غریب قریب» زنده نام سعید تشکری عمق می دهند.
نویسنده در سیر تاریخی خود از دوره های گوناگون عبور می کند و مخاطب را با سلسله ها و دوره هایی مواجه می سازد که هر یک اثری بر وضعیت حرم گذاشته اند؛ از دوره های نخستین و «سامانی» و «غزنوی» تا «سلجوقیان»، «خوارزمشاهیان»، دوره «مغول و ایلخانان»، «تیموریان»، «صفویان»، «افشاریان»، «قاجار» و سپس دوره معاصر در جلد دوم.
این تقسیم بندی به نویسنده امکان می دهد حرم را همچون موجودی تاریخی نشان دهد که هر دوره، بخشی از هویت امروز آن را ساخته است.
یکی از ارزشمندترین انتخاب های زنده نام تشکری در رمان رضوی دو جلدی «غریب قریب» این است که تاریخ حرم را تنها از دریچه حاکمان و دوره های تاریخی روایت نمی کند.
در تاریخ رسمی، به شکل معمول نام شاهان، وزیران، جنگ ها و تغییر سلسله ها برجسته می شود. اما بناهای تاریخی را فقط حاکمان نمی سازند. معمار، کاشی کار، سنگ تراش، خوشنویس، واقف، خادم، بازار و مردم نیز در شکل گیری یک بنای ماندگار نقش دارند. و این درست همان بزنگاهی است که رمان رضوی دوجلدی «غریب قریب» به آن بخش کمتر دیده شده تاریخ توجه می کند.
در رمان زنده نام سعید تشکری، حرم تنها حاصل تصمیم یک فرمانروا نیست؛ نتیجه انباشت ارادت نسل های متعدد است.
این نگاه، یکی از نقاطی است که اثر را از یک تاریخ نگاری صرف جدا می کند. تشکری در پی آن نیست که فقط بگوید چه کسی چه بنایی ساخت؛ می خواهد نشان دهد چرا انسان ها حاضر شدند بخشی از مال، هنر، عمر و توان خود را برای ساخت و حفظ این مکان صرف کنند.
از همین رو، عنوان «غریب قریب» نیز معنایی فراتر از بازی زبانی پیدا می کند: امامی که به اجبار از مدینه دور شد و در سرزمین خراسان به شهادت رسید، در طول قرن ها به یکی از نزدیک ترین شخصیت های معنوی به قلب مردم این سرزمین بدل شد.
در میان فصل های تاریخی کتاب، روایت «دوره تیموری» و ساخت «مسجد گوهرشاد» جایگاه ویژه ای دارد.
«گوهرشاد» در تاریخ «حرم رضوی» فقط نام یک بنا نیست؛ نقطه ای است که در آن سیاست، هنر، معماری و ارادت مذهبی به یکدیگر می رسند.
تشکری در مواجهه با این دوره، فرصت مناسبی پیدا می کند تا یکی از مهم ترین ظرفیت های داستان تاریخی را به کار گیرد: تبدیل بنای تاریخی به صحنه ای برای زندگی شخصیت ها. در چنین روایتی، معماری دیگر پس زمینه داستان نیست؛ خود داستان است.
دیوار بالا می رود، کاشی بر جای خود می نشیند، استادکار طرحی را انتخاب می کند، کتیبه ای نوشته می شود و همزمان، انسان هایی با انگیزه ها و عواطف متفاوت در اطراف این ساخت وساز زندگی می کنند.
از این منظر، «غریب قریب» را می توان رمانی درباره «ساخته شدن» دانست؛ ساخته شدن بنا، شهر، خاطره و هویت.
یکی از مهم ترین پرسش های نهفته در رمان رضوی دو جلدی «غریب قریب»، نسبت «حرم رضوی» با «هویت ایرانی» است. امام رضا(ع) شخصیتی متعلق به همه مسلمانان و به ویژه شیعیان جهان است؛ اما تاریخ حرم در ایران، به مرور با تاریخ اجتماعی و فرهنگی این سرزمین درهم تنیده شده است.
ایرانیان، در طول قرن ها، نه فقط به زیارت امام آمده اند، بلکه هنر و فرهنگ خود را نیز به این آستان آورده اند. معماری ایرانی ـ اسلامی، خوشنویسی، کاشی کاری، وقف، مدرسه سازی، بازار و آیین های زیارت، هر کدام بخشی از این پیوند را ساخته اند. از همین رو، حرم رضوی را می توان یکی از مهم ترین نمونه های پیوند «دین» و «فرهنگ» در ایران دانست.
«محمد باغستانی»؛ پژوهشگر و استاد دانشگاه، در نشست رونمایی و نقد جلد دوم رمان رضوی «غریب قریب»، از «همین ویژگی به عنوان یکی از نقاط ارزشمند اثر یاد کرد و حرم را مجموعه ای دانست که انواع هنرهای ایرانی ـ اسلامی را همچون نخ تسبیح در خود جمع کرده است.»
این تعبیر، کلید فهم یکی از لایه های مهم رمان رضوی دوجلدی «غریب قریب» است: زنده نام سعید تشکری حرم را فقط محل عبادت نمی بیند؛ آن را یک «متن تمدنی» می بیند.
«امیرمهدی حکیمی» منتقد ادبی و پژوهشگر ادبیات دینی در همان نشست نقد و بررسی جلدو دوم رمان رضوی «غریب قریب»، به مسئله ای مهم تر در ادبیات معاصر ایران اشاره کرده است: «وابستگی بخشی از ادبیات داستانی به الگوهای وارداتی و ضرورت یافتن زبان و فرم هایی متناسب با تجربه تاریخی و فرهنگی ایرانی»؛ در این نگاه، مسئله فقط این نیست که نویسنده درباره چه چیزی بنویسد؛ مسئله این است که چگونه تجربه بومی خود را به ادبیات تبدیل کند از این منظر رمان رضوی «غریب قریب» یک تجربه قابل تأمل است.
آنچنان که پیشتر ذکرش رفت، زنده نام تشکری پیشینه ای در تئاتر و ادبیات نمایشی داشت و این پیشینه در ساختار اثر قابل مشاهده است. دیالوگ ها در بخش هایی از این رمان رضوی تنها ابزار گفت وگو نیستند؛ بار روایت را نیز بر دوش می کشند. شخصیت ها از طریق گفت وگو معرفی می شوند و بخشی از اطلاعات تاریخی از زبان آنها منتقل می شود.
«محمد خسروی راد» مدرس دانشگاه و منتقد ادبی نیز در نشست نقد اثر، همین وجه را از ویژگی های خاص کار تشکری دانست؛ «اینکه نویسنده بخشی از روایت را به دیالوگ می سپارد و از ظرفیت های نمایشی برای زنده کردن داستان بهره می گیرد.»
این انتخاب، اگرچه ممکن است برای برخی مخاطبان آشنا با رمان کلاسیک، متفاوت به نظر برسد، اما با جهان حرفه ای زنده نام تشکری تناسب دارد. او پیش از آنکه تنها و تنها یک رمان نویس باشد، هنرمندی بود که با صحنه، بازیگر، گفت وگو و کنش نمایشی زندگی کرده بود.
«آمنه پازکی» نویسنده و منتقد، در نشست نقد رمان رضوی «غریب قریب» یکی از ویژگی های قابل توجه اثر را تغییر زاویه دید دانسته و تاکید کرده که این نکته از نظر فنی اهمیت زیادی دارد.
«رمانی با چنین گستره تاریخی، اگر از یک زاویه دید ثابت روایت شود، ممکن است گرفتار یکنواختی شود. تشکری برای عبور از این محدودیت، در بخش هایی زاویه دید را تغییر می دهد و حتی از دوم شخص نیز بهره می گیرد.»
به اعتقاد نگارنده، این تغییر زاویه دید، به ویژه در بخش هایی از رمان رضوی دوجلدی «غریب قریب» زنده نام سعید تشکری که روایت به شخصیت های قدسی نزدیک می شود، کارکردی فراتر از یک تکنیک روایی دارد. نویسنده باید مراقب باشد که بازآفرینی ادبی، شأن شخصیت های مقدس را به سطح شخصیت های عادی داستانی تقلیل ندهد که از قضا در این مهم کارنامه بسیار قابل تحسینی دارد.
زنده نام تشکری در این بخش تلاش کرده است فاصله ای میان «بازآفرینی ادبی» و «ادعای روایت تاریخی مستقیم» برقرار کند. این مسئله در «ادبیات دینی» اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا نویسنده با شخصیت هایی روبه روست که برای مخاطب مؤمن، نه فقط شخصیت (کاراکتر) ادبی، بلکه موضوع اعتقاد و محبت اند.
یکی دیگر از ویژگی های رمان رضوی دو جلدی «غریب قریب»، زبان اثر است. با نگاهی ساده می توان گفت که لحن کتاب در بخش هایی تشریفاتی و رسمی است و می توان ندعی بود که این انتخاب با شأن موضوع ارتباط دارد، هرچند ممکن است برای برخی مخاطبان، خواندن و همراهی با متن را دشوارتر کند. از همین روی باید صادقانه در نقد و بررسی این اثر گفت که گاه این دوگانگی، یکی از نقاط قابل بحث رمان رضوی «غریب قریب» به شمار می رود.
از یک سو؛ استفاده از زبان فاخر و رسمی با فضای قدسی و تاریخی اثر تناسب دارد. نویسنده نمی خواهد درباره امام رضا(ع) و حرم ایشان با زبانی به شکلی کامل روزمره و بی تفاوت بنویسد.
از سوی دیگر؛ ادبیات داستانی زمانی می تواند مخاطب گسترده پیدا کند که زبانش، در کنار شأن موضوع، امکان ارتباط و خوانش آسان را نیز فراهم کند.
زنده نام تشکری در بخش های مختلف این رمان رضوی تلاش می کند میان این دو وضعیت حرکت کند؛ در روایت های مربوط به شخصیت های تاریخی، زبان را به سمت نثر داستانی می برد و در بخش های قدسی تر، لحن را رسمی تر می کند. این تغییر، هرچند گاه ممکن است باعث ناهمگونی شود، اما در مجموع نشان دهنده آگاهی نویسنده از حساسیت موضوع است.
شاید جدی ترین بحث درباره رمان رضوی دو جلدی «غریب قریب» در مرز میان تاریخ و تخیل شکل گیرد. «رمان تاریخی»، به دلیل ماهیت خود، همواره با یک خطر روبه روست: خواننده ممکن است تخیل نویسنده را با واقعیت تاریخی اشتباه گیرد.
در یک اثر تام و تمام تخیلی، نویسنده آزادی بیشتری دارد؛ اما وقتی شخصیت ها، سلسله ها، بناها و رخدادهای تاریخی واقعی هستند، تخیل باید بر بستری از اطلاعات قابل دفاع حرکت کند.
از همین روی در نقد و بررسی این رمان رضوی باید به این مهم اشاره کرد که بهتر بود نویسنده منابع تاریخی مورد استفاده خود را در پایان فصل ها یا بخش های مربوط به هر دوره، با صراحت بیشتری معرفی می کرد. چراکه هرچه یک رمان تاریخی گسترده تر باشد، ضرورت مرزبندی میان «واقعیت تاریخی» و «بازآفرینی داستانی» بیشتر می شود.
رمان رضوی دو جلدی «غریب قریب» در بسیاری از موارد به تاریخ وفادار می ماند، اما گستره عظیم روایت، تعداد شخصیت ها و حجم رخدادها، اهمیت مستندسازی را بیشتر می کند.
البته این نکته نباید فراموش شود که اثر، پژوهش دانشگاهی یا تاریخ نامه نیست. اگر از رمان انتظار داشته باشیم مانند یک کتاب تخصصی تاریخ ارجاع بدهد، ماهیت ادبی آن را نادیده گرفته ایم. بنابراین، نقد درست آن است که بگوییم اثر در مرز میان سند و تخیل حرکت می کند و در برخی نقاط، مستندتر کردن این مرز می توانست به ارزش تاریخی آن بیفزاید.
با تشکیل «دولت صفوی» و رسمی شدن تشیع دوازده امامی در ایران، رابطه دولت، جامعه و نهادهای شیعی وارد مرحله تازه ای شد. حرم امام رضا(ع) نیز در این دوره با تحولات مهم معماری، اقتصادی و اجتماعی مواجه شد.
«محمد باغستانی» منتقد ادبی و پژوهشگر ادبیات دینی در همان جلسه نقد و بررسی معتقد بود که این بخش در «غریب قریب» می توانست پررنگ تر باشد؛ به ویژه با توجه به نقش «شاه عباس صفوی» و سیاست های «دوره صفوی» در توسعه و سامان دهی حرم.
این نقد از نظر ساختار تاریخی قابل تأمل است؛ زیرا اگر هدف کتاب، نشان دادن روند تبدیل حرم به یک مرکز مهم هویتی در ایران باشد، «صفویه» یکی از نقاط عطف این مسیر است. با این حال، باید توجه داشت که زنده نام تشکری در اثر خود بیش از آنکه «تاریخ سیاسی تشیع» را موضوع اصلی قرار دهد، بر تاریخ حرم و انسان های پیرامون آن تمرکز کرده است. بنابراین، کم رنگ بودن برخی تحولات سیاسی را باید در چارچوب انتخاب روایی نویسنده دید.
یکی از جذاب ترین نکات مطرح شده درباره کتاب، ظرفیت اقتباس آن است. در حقیقت با قدرت می توان مدعی بود که بخش هایی از رمان رضوی «غریب قریب»، به ویژه روایت تاریخی شکل گیری حرم، ظرفیت تبدیل شدن به فیلمنامه را دارند. این ظرفیت به واقع در ساختمان کتاب وجود دارد.
رمان رضوی دو جلدی «غریب قریب» مجموعه ای از دوره های تاریخی، شخصیت ها، بناها، سفرها، جنگ ها، ساخت وسازها و روابط انسانی را در خود جای داده است. از زندگی درباری و معماری «تیموری» تا فضای اجتماعی دوره های متأخر، همه امکان تبدیل شدن به روایت تصویری را دارند.
اما مهم تر از تعداد موقعیت های نمایشی، خود ایده مرکزی اثر است، یک مکان در طول قرن ها شاهد آمدوشد نسل هاست. این ایده می تواند در قالب مستند، سریال تاریخی یا مجموعه ای داستانی نیز ظرفیت های فراوانی داشته باشد.
در زمان رونمایی از جلد نخست رمان رضوی دوجلدی «غریب قریب»، «سیدمهدی شجاعی»، نویسنده نام آشنا و شهیر ادبیات دینی کشورمان در یادداشتی درباره سعید تشکری و «غریب قریب»، پیوند قلم او با آستان رضوی را برجسته کرد و معتقد بود این قلم پس از پیوند با جهان رضوی، هویت و فخامت متفاوتی پیدا کرده است.
فارغ از زبان شاعرانه این یادداشت، نکته ای که در آن وجود دارد برای فهم کارنامه تشکری مهم است: نسبت نویسنده با موضوع.
در ادبیات دینی، فاصله میان «موضوع» و «باور» اهمیت دارد. ممکن است نویسنده ای درباره یک موضوع مذهبی بنویسد، اما آن موضوع برای او تنها وتنها سوژه باشد. در مورد تشکری، مجموعه آثار رضوی او نشان می دهد که امام رضا(ع) و مشهد برایش موضوعی بیرونی و اتفاقی نبوده اند. «او در این جهان زندگی ادبی کرده است. به همین دلیل، «غریب قریب» را نمی توان جدا از مجموعه آثار رضوی زنده نام سعید تشکری خواند. این رمان محصول یک مواجهه کوتاه با موضوع امام رضا(ع) نیست؛ حاصل سال ها انس با تاریخ، فرهنگ و فضای رضوی است.»
یکی از ارزش های اصلی کتاب این است که میان دو نوع نگاه به حرم پل می زند. زائر، حرم را با قلب خود می بیند؛ مورخ با اسناد و دوره ها؛ معمار با بنا؛ هنرمند با رنگ و فرم؛ جامعه شناس با مناسبات اجتماعی و نویسنده با داستان. تشکری تلاش کرده است این نگاه ها را در یک متن کنار هم قرار دهد.
به همین دلیل، مخاطب رمان رضوی «غریب قریب» فقط علاقه مند ادبیات دینی نیست. کسی که به تاریخ معماری ایران، تاریخ خراسان، ادبیات داستانی یا فرهنگ زیارت علاقه دارد نیز می تواند در آن چیزی برای دنبال کردن پیدا کند.
این ویژگی را می توان یکی از مهم ترین دستاوردهای اثر دانست: تبدیل حرم از یک «موضوع مذهبی» به یک «موضوع ادبی ـ تاریخی ـ فرهنگی.»؛ این جابه جایی، به ویژه برای ادبیات معاصر رضوی اهمیت دارد.
عنوان کتاب، خلاصه ای از تناقض (پارادوکس) زندگی امام رضا(ع) در حافظه تاریخی ایرانیان است. امام هشتم شیعیان، غریبانه و تحت فشار سیاسی مأمون از مدینه به خراسان آورده شد؛ اما همان سفر اجباری، در امتداد تاریخ، به یکی از عمیق ترین پیوندهای معنوی میان خاندان پیامبر(ص) و مردم ایران منتج شد.
امام رضا(ع)، در زمان حیات خود در خراسان، غریب بود؛ اما پس از شهادت، مزارش به کانونی تبدیل شد که میلیون ها انسان در طول قرن ها به سوی آن حرکت کردند. به بیان ساده تر: «غریب بود، اما قریب شد.» این تضاد، فقط یک بازی ادبی با کلمات نیست؛ جوهره تاریخی اثر است.
زنده نام سعید تشکری در واقع می کوشد تاریخ همین «قریب شدن» را روایت کند؛ اینکه چگونه فاصله جغرافیایی میان مدینه و خراسان، در حافظه معنوی مسلمانان به فاصله ای میان «قلب» و «محبوب» تبدیل نشد.
بیایید نکته ای آشنا را با هم مرور کنیم و آن اینکه «زائران اغلب هنگام حضور در حرم، کمتر به تاریخ معماری و کتیبه ها و بناهای آن توجه می کنند.»؛ در این میان رمان رضوی دوجلدی «غریب قریب» در این زمینه کارکرد فرهنگی مهمی دارد و آن اینکه نگاه مخاطب را از سطح بنا به پشت صحنه آن می برد. اینکه:
هر کاشی، داستانی دارد.
هر کتیبه، تاریخی دارد.
هر صحن، شاهد دوره ای از زندگی این سرزمین است.
و هر بنای حرم، حاصل مشارکت نسل هایی است که گاه نامشان در هیچ کتابی باقی نمانده است.
چنین ترسیم نگرشی با قدرت قلم، حرم را از یک «بنای تاریخی» فراتر می برد و آن را به «میراث زنده» تبدیل می کند. میراثی که فقط بحث حفظ آن مطرح نیست؛ بلکه باید شناخته و روایت شود. از این جهت، ارزش رمان رضوی «غریب قریب» تنها در داستان گویی آن نیست؛ در دعوت به نوعی نگاه تازه به حرم است.
رمان رضوی دو جلدی «غریب قریب» را نمی توان اثری بی نقص دانست. گستردگی دوره تاریخی، تعدد شخصیت ها، تغییر زاویه دید و حرکت میان زبان رسمی و ادبی، گاه ممکن است از یکدستی روایت بکاهد. برخی دوره ها و رخدادها نیز به اعتقاد ناقدان این اثر می توانستند مجال بیشتری برای پرداخت پیدا کنند.
همچنین برای اثری که ادعای بازسازی بیش از هزار سال تاریخ یک مکان را دارد، استفاده آشکارتر از منابع و مستندات تاریخی می توانست به اعتبار پژوهشی آن کمک کند؛ به ویژه برای خواننده ای که می خواهد از طریق رمان، تاریخ حرم را نیز دنبال کند.
اما در مقابل، نقاط قوت اثر قابل چشم پوشی نیستند.
نویسنده موضوعی دشوار و کمتر تجربه شده را انتخاب کرده است؛ به جای یک شخصیت انسانی، مکان را قهرمان کرده؛ تاریخ را به قصه نزدیک کرده؛ معماری را وارد متن ادبی کرده؛ انسان های گمنام را در کنار شخصیت های مشهور قرار داده؛ از تجربه تئاتری خود برای ساخت دیالوگ و صحنه بهره برده و تلاش کرده است برای بخشی از تجربه ایرانی ـ اسلامی، زبان داستانی بومی پیدا کند.
از این منظر، رمان دو جلدی «غریب قریب» به قلم زنده نام سعید تشکری را باید اثری مهم در جریان ادبیات رضوی معاصر دانست؛ نه به این دلیل که آخرین یا کامل ترین روایت ممکن از تاریخ حرم است، بلکه به این دلیل که راهی را نشان می دهد که هنوز می توان در آن داستان های بسیار دیگری نوشت. روایتی که از حرم آغاز می شود و به حافظه یک ملت می رسد.
زنده نام سعید تشکری در «غریب قریب» در نهایت داستان یک بنا را روایت نمی کند؛ داستان ماندگاری یک معنا را روایت می کند.
تاریخ حرم، تاریخ غلبه یک بنا بر بناهای دیگر نیست؛ تاریخ ماندگاری یک پیوند است. سلسله ها آمده اند و رفته اند، حکومت ها تغییر کرده اند، شهر توسعه یافته و شکل خود را عوض کرده است، جنگ و ویرانی بر این سرزمین گذشته و بارها بناهایی از میان رفته یا بازسازی شده اند؛ اما نام امام رضا(ع) در حافظه مردم باقی مانده و حرم او همچنان یکی از پرمعناترین نشانه های فرهنگی و معنوی ایران است.
در این معنا، رمان رضوی دو جلدی «غریب قریب» بیش از آنکه فقط تاریخ ساخت وساز حرم باشد، تاریخ ساخته شدن یک خاطره جمعی است. خاطره ای که از لحظه شهادت امام رضا(ع) در خراسان آغاز شد و در طول قرن ها، با دست و دل مردمان گسترش یافت؛ با معماری، شعر، زیارت، وقف، هنر و روایت ادامه پیدا کرد و امروز به بخشی جدایی ناپذیر از «هویت فرهنگی ایران» تبدیل شده است.
انتخاب این موضوع برای زنده نام سعید تشکری، با کارنامه او نیز تناسب دارد. او نویسنده ای بود که مشهد را می شناخت و می کوشید داستان های همین جغرافیا را به ادبیات تبدیل کند. رمان دوجلدی «غریب قریب» در نتیجه، تنها محصول تخیل یک نویسنده درباره یک بنای مقدس نیست؛ حاصل سال ها زیستن با یک شهر، یک فرهنگ و یک سنت ادبی و دینی است.
در ایام ربیع الاول، هنگامی که جهان اسلام میلاد پیامبر اعظم(ص) و آغاز فصل تازه ای از تاریخ نبوی را گرامی می دارد، بازخوانی سرگذشت امام رضا(ع) و میراث رضوی نیز می تواند یادآور استمرار همان مسیر باشد؛ مسیری که در آن محبت پیامبر(ص) و خاندان او، از مرزهای جغرافیا عبور کرده و در فرهنگ ها و تمدن های گوناگون جلوه های متفاوت یافته است.
رمان رضوی دو جلدی «غریب قریب» به قلم زنده نام سعید تشکری در این میان، روایتی ایرانی از یکی از مهم ترین جلوه های این استمرار است؛ روایتی که از مدینه آغاز می شود، از مسیر خراسان عبور می کند و سرانجام به مشهد می رسد؛ اما مقصد نهایی آن نه یک شهر، بلکه حافظه مردمی است که قرن هاست امام رضا(ع) را «غریب» می خوانند و در عین حال، او را از نزدیک ترین نام های زندگی معنوی خود می دانند.
شاید راز ماندگاری این روایت نیز همین باشد: امام در تاریخ «غریب» بود، اما در دل مردم ایران «قریب» ماند؛ و حرم، حافظه معماری همین نزدیکی تاریخی و معنوی است.
از همین روی، رمان رضوی دو جلدی «غریب قریب» را می توان دعوتی برای دوباره دیدن حرم دانست؛ نه فقط با چشم زائر، نه فقط با نگاه تاریخ پژوه و نه فقط با ذوق هنرمند، بلکه با نگاهی که همه اینها را در کنار هم می نشاند و درمی یابد که پشت این شکوه، قرن ها زندگی جریان داشته است.
سعید تشکری پیش از آنکه این تاریخ را به پایان برساند، قلم خود را در کنار آستان امام رضا(ع) گذاشت؛ و اکنون، پس از آسمانی شدن و درگذشت نویسنده، خود کتاب نیز بخشی از همان حافظه ای شده است که او سال ها کوشید روایتش کند: حافظه حرم، حافظه مشهد و حافظه مردمانی که قرن هاست راه این آستان را می شناسند.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}